خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
32
نهج البلاغة ( فارسى )
( 31 ) پس ( از آنكه شيطان فرمان الهىّ را مخالفت كرد و آدم را قبله خويش قرار نداد و مانند فرشتگان او را تعظيم ننمود ) خداوند متعال آدم را در مكانى كه وسائل عيش و آزاديش فراهم بود جاى داد و جايگاه او را ( از همهء حوادث ) ايمن گردانيدهء ( چنان كه در قرآن كريم س 2 ى 35 مى فرمايد : وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما ، وَ لا تَقْرَبا هذهِِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظّالِمِينَ يعنى گفتيم اى آدم تو و همسرت حوّا بهشت را جاى خود قرار دهيد و از نعمتهاى آن با خوشحالى تمام هر چه خواهيد بخوريد و نزديك اين درخت نرويد كه اگر رفتيد از ستمكاران باشيد ) و از شيطان و دشمنى او ترسانيدش ( چنان كه در قرآن كريم س 20 ى 117 مى فرمايد : فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى يعنى گفتيم اى آدم اين ديو سركش با تو و همسرت دشمن است ، پس ملتفت باشيد كارى نكند شما را از بهشت بيرون نمايد كه به بدبختى افتيد ) ( 32 ) پس گول زد او را دشمنش ( چنان كه در قرآن كريم س 20 ى 120 مى فرمايد : فَوَسْوَسَ إلِيَهِْ الشَّيْطانُ ، قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى يعنى شيطان سخنان نا مربوط و بى فايده براى آدم بيان كرد و گفت اى آدم آيا مى خواهى ترا به درخت جاويدى و ملك بى زوال راهنمائى كنم ، به اين نوع سخنان آدم را فريب داد ) براى حسدى كه بر او مى برد از جهت اينكه آن بزرگوار در سراى جاودانى بود ، و با نيكوكاران آميزش داشت ، پس ( آدم بر اثر وسوسهء شيطان ) يقين را از دست داده بشكّ و ترديد گراييد ( با اينكه دستور داشت در نخوردن از ميوهء آن درخت گمان كرد سود در خوردن است ) و تصميمى را كه داشت ( بر نخوردن از ميوهء آن درخت ) به سستى و كوتاهى ( در اطاعت امر خداوند ) تبديل نمود ( و از آن ميوه خود ) و بجاى فرح و شادى بخوف و ترس مبتلى گرديد ، و ( چون ديد از شيطان فريب خورده